تبليغاتX
عشق ابدی من

تنها زمانی برای در آغوش کشیدن تو می خواهم عشق من تا بتوانم تو را احساس کنم با تمام وجودم

خوب ما هم رفنتی شدیم ،تا پنچ یا شش ماه دیگه نیستم ، دور از عشقم ،

دور از همه ی خاطراتمون ،حلالم کن گلی خیلی سعی کردم یه بار دیگه

ببینمت ولی نشد ،ولی نشد....افسوس ...خیلی مواظب خودت باش

خیلی دوستت دارم عزیزم.یادت نره همیشه بخند گلم

خیلی دلم واسط تنگ می شه

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 1:24 توسط بابا لنگ دراز |
دست نوشته های یه عاشق

 راز عشق

عشق یعنی لحظهای التهاب

عشق یعنی  لحظهای ناب ناب

عشق یعنی همچون شیدا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراقش سوختن

   از یه عاشق دل سوخته

---------------------------------------------------

دلم برات تنگ شده خیلی وقته

لحظه ی دوری از تو خیلی سخته

نمی دونی چه تلخ بی تو بودن

چه معنی داره بی تو شعر سرودن

دلتنگی هام فراوونه

دل دیگه بی تو داغون

دنیا با اون بزرگی هاش

بی تو برام یه زندونه

غم بی تو بودن

-----------------------------------------------------------

من بی تو هیچم، تو باورم نکن

 

                             خیسم ز گریه، تنها ترم نکن

 

عاشق نبودم تا با تو سر کنم

 

                               آتش نبودم خاکسترم نکن

عاشقم ، ولی عاشقی تنها

چند وقتی نیستم ولی بر می گردم ، گلی خیلی دلم واسط تنگ می شه خیلی ُ، این شعر رو به تو تقدیم می کنم .در نبود من قول بده که بخندی و شاد باشی اگه می خوای منم شاد باشم.دوستت دارم عزیزم خیلی زیاد.


خداحافظ : ولي هرگز نخواهي رفت از يادم ، خداحافظ : ولي اين يعني در اندوه تو ميميرم ،دراين تنهايي مطلق که مي بندد  به زنجيرم، بي تو لحظه اي حتي دلم طاقت نمي آرد

ديشب دفترچه قسطامو ورق مي زدم. تمومي نداره ! تا آخر عمر بدهكارمهربونياتم.  

كنار دريا نشسته بودم و از غم دوريت آرام گريه مي كردم قطره اي از اشكم به دريا افتاد، تا زماني كه آن قطره اشك را پيدا كنم دوستت دارم عزیزم.

 

 نبودي بي تو پنهان گريه كردم، تو را ديدم و خندان گريه

كردم، براي اين كه اشكهايم نبيني، نشستم زير باران

گريه كردم.

 

در محكمه روز قيامت كنم از تو شكايت، به خدايت گويم كه مرا كشته دو چشمان سياهت.

 

من همان قاب تهي، خسته و بي تصويرم كه براي تو و تصوير دلت مي ميرم.

-------------------------------------------------------------

تو مثه شفا می مونی ، واسه این تن شکسته

تومثه یه راه دوری ، واسه این عابر خسته

تو صدای ساز عشقی ، مثل حس عاشقونه

توی قلبم خونه کردی ، اینو هرکسی می دونه

صاحب قلب منی تو ، نفسهام بوی تو داره

از همون نگاه اول ، عاشقت شدم ستاره

خواستن تو نازنینم ، واسه من مثل یه رویاست

تورو داشتن تاهمیشه ، مثل داشتن یه دنیاست

با نگاه مهربونت ، تو منو کردی دیوونه

واسه من خیلی عزیزی ، خود اون خدا می دونه

یه فرشته رو زمینی ، مثل قصه هامی مونی

قصه ای که سیر نمی شی ، هر چقدر اونو بخونی

خواستن تو نازنینم ، واسه من مثل یه رویاست

تورو داشتن تاهمیشه ، مثل داشتن یه دنیاست

اگه دنیا زیر و رو شه ، تورو به هیشکی نمی دم

واسه ی نفس کشیدن ، تویی آخرین امیدم

ماچچچچچچچ ،دوشت دالم گلی

سلام دوستان، چند روز پیش یه کاری کردم که عشقم خیلی از من ناراحت شد ، بعدش که یه کم فکر کردم خیلی از خودم بدم اومد که چرا عشقم رو ناراحت کردم، بچه ها هیچوقت عشقتون رو از خودتون نرنجونید یه نصیحت دوستانس ، چون بعدش توی دلتون اینقدر عذاب می کشین که چرا ناراحتش کردین ، من که خیلی حالم بد شد وقتی عشقم رو ناراحت کردم داشتم از ناراحتی می مردم ولی اون مثل همیشه اینقدر خوب و مهربونه که منو بخشید دوباره با هم آشتی کردیم      نمی دونم چه جوری اینهمه خوبی ها و مهربونیاش رو جبران کنم ، اون یه فرشتش بگو ماشا الاه ،هر کی جای اون بود یه فس کتکم باید می زد تا ببخشتم   ولی اون اینقدر ماه که هر چی از خوبیاش بگم بازم کم گفتم.

----------------------------------------------------------------------

 

مگر

 

گفتم تو شيرين مني ، گفتا تو فرهادي مگر؟

 

گفتم خرابت مي شوم ، گفتا تو آبادي مگر؟

 

گفتم ندادي دل به من ، گفتا تو جان دادي مگر؟

 

گفتم زکويت مي روم ، گفتا تو آزادي مگر؟

 

گفتم فراموشم مکن ، گفتا تو در يادي مگر؟

 

گفتم خموشم سالها ، گفتا تو فريادي مگر؟

 

گفتم که بر بادم مده ، گفتا نه بر بادي مگر؟

 

گفتم زچشمت ناگهان ، گفتا نيفتادي مگر؟

عشق من دیدن اشک تو، مرگ منه

 -------------------------------------------------------------------------

اگه یه روز از پیشم بری بی تو یواش یواش می سوزم و می میرم و تموم می شم.

با من امشب چیزی از رفتن نگو
نه! نگو! از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو
کاش می شد لحظه ها را پس گرفت
کاش می شد از تو بود و تا تو بود
کاش می شد در تو گم شد از همه
کاش می شد تا همیشه با تو بود
با من امشب چیزی از رفتن نگو
نه! نگو! از این سفر با من نگو
من به پایان می رسم از کوچ تو
با من از آغاز این مردن نگو
کاش فردا را کسی پنهان کند
لحظه را در لحظه سرگردان کند
کاش ساعت را بمیراند به خواب
ماه را بر شاخه آویزان کند

آغوش گرم و مهربان تو ، آرزوی من ، یه رویاست

--------------------------------------------------------------

چشم آهویی من خیلی چشماش خوشگله مثل خودش.

شنیدم که گیلاسم خیلی دوست داره.

این دو تا عکس رو به این دلایل گذاشتم.


اگه یه روزی ببینمت اینقدر بهت گیلاس می دم بخوری  که  لبای خوشگلت از خوردن گیلاس سرخ بشه.



 Spray I Love You 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 20:33 توسط بابا لنگ دراز |
دوستت دارم عزیزم
عشق یعنی با هم بودن،در کنار تو بودن

سلام دوستان اميدوارم هر کجا که هستين خوب و خوش باشين ،بچه ها چند روزه

که از عشقم خبري ندارم خيلي نگرانشم،  خواهش مي کنم دعا کنين که خدايي

  نکرده واسش مشکلي پيش نيومده باشه.بد جوری دلم واسش تنگ شده.

دوست دارم عشق من

این تنها یک عکس نیست این شاهکاری از عشق من 

هست ،بچه ها باور کنین دوری از (آ) خیلی سخته

 دعام کنین بهش برسم و گر نه از تنهایی و غم بی اون

 موندن می میرم .

  عشق من

عزیزم آغوش من تنها جای تو و تنها تشنه ی آغوش توست

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 18:45 توسط بابا لنگ دراز |
نامه ای نوشته بر باد
پروانه به شمع بوسه زدو بالو پرش سوخت

 

بیچاره از این عشق فقط سوختن آموخت

 

فرق منو پروانه در این است

 

که اگر پروانه بال و پرش سوخت

 

من از از دوری مشعوق جگرم سوخت

ای معشوق من بدان که دوستت  می دارم بیشتر از جانم

سکوتي بود بر قلبم که با آن ميزدم فرياد اگر از شهر غم رفتي مرا هرگز مبر از ياد shame on you

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن عزيزم نام تو بر قلبم خالکوبي شده تا فراموشت نکنم . نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم. يک روزه ديکه هم بدون تو گذشت

 

مي شود اي دوست آيا آن نگاهت را خريد ؟
يا براي آسمان ها روي ماهت را خريد؟
من دلم لبريز از آشوب و زنگار رو غم است
مي شود آيينه وش يه لحظه آهت را خريد؟

اگر باغ نگاهم پر ز خار است ،‌ گلم تاراج دست روزگار است، به چشمانت قسم با بودن تو ، زمستاني ترين روزم بهار است. love struck

 

 

لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانه‌تر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما مي‌خندد از پيله درآمديم و پروانه شديم rose

 

 

مگه ميشه نباشي تو حرير خاطرم
مگه ميشه نگذري از کنار پنجره ام
مگه ميشه بي هوات لحظه اي نفس کشيد
مگه ميشه بي چشات رنگ خوشبختي رو ديد

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 1:2 توسط بابا لنگ دراز |
قرارمون که این نبود

قرارمون که اين نبود،بري يه روزي به سفر...........................قرارمون که اين نبود ، بري يه روزي بي خبر

قرارمون که این نبود، تنهام بذاری در به در..................قرارمون که این نبود ، ای عشق من ، ای همسفر

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 17:31 توسط بابا لنگ دراز |
گریه نکن جونی Don’t
سلام دوستان این متنی رو که در زیر مشاهده می کنید ترجمه ی یک آهنگ قدیمی هست البته همراه با متن به زبان اصلی و قصه ی عشق یک دختر ۱۵ ساله به یک پسر ۲۲ سالست که در همسایگی هم زندگی می کنند ارزش خوندن رو داره بخونیدش اگه مایلید.

گریه نکن جونی

زن-جیمی لطفا بگو

که منتظر من می مانی

من خیلی زود بزرگ خواهم شد

تمام بوسه های من ذخیره شده برای تو

امضا شده با عشق برای همیشه

مرد- جونی دختری بود که در همسایگی ما زندگی می کرد

من او را برای 10 سال یا بیشتر می شناختم

جونی روزی برای من نامه ای نوشت

و این آن چیزی بود که او میخواست بگوید:

زن- جیمی لطفا بگو که منتظر من می مانی

من خیلی زود بزرگ خواهم شد

تمام بوسه های من ذخیره شده برای تو

امضا شده با عشق برای همیشه

مرد- به آرامی یک بار دیگر یادداشت را خواندم

سپس خانه همسایه رفتم

اشکهای او در آن روز مثل باران می بارید

وقتی من به جونی گفتم آنچه می بایست می گفتم:

جونی، جونی لطفا گریه نکن

من را خیلی زود فراموش خواهی کرد

تو تنها 15 سال داری و من 22

و جونی من نمی توانم منتظر تو بمانم

خیلی زود من شهر کوچکم را ترک کردم

شغلی پیدا کردم و ساکن شهر دیگری شدم

اما این کلمات ذهن من را تسخیر کرده بود

کلماتی که جونی به من گفته بود:

زن- جیمی لطفا بگو که منتظر من می مانی

من خیلی زود بزرگ خواهم شد

تمام بوسه های من ذخیره شده برای تو

امضا شده با عشق برای همیشه

مرد- وسایلم را جمع کردم و یک هواپیما گرفتم

باید جونی را می دیدم، باید توضیح می دادم

چطور قلب من پر از خاطرات او شده بود

و درخواست ازدواج از جونی می کردم

من تمام راه را تا خانه همسایه دویدم

اما اوضاع مثل قبل نبود

اشکهای من در آن روز مثل باران می بارید

وقتی آنچه جونی می بایست می گفت را شنیدم:

زن- جیمی، جیمی لطفا گریه نکن

تو خیلی زود مرا فراموش خواهی کرد

اکنون 5 سال از زمان رفتنت گذشته

جیمی من با بهترین دوستت ،جان، ازدواج کردم.

Don’t Cry Joni

Woman- Jimmy please say you’ll wait for me
I’ll grow up someday you’ll see
Saving all my kisses just for you
Shine with love
forever true
Man - Joni was the girl who lived next door
I’ve known her I guess 10 years or more
Joni wrote me a note one day
And this is what she had to say
Woman-Jimmy please say you’ll wait for me
I’ll grow up someday you’ll see
Saving all my kisses just for you
Signed with love
forever true
Man- Slowly I read her note once more
Then I went over to the house next door
Her tear drops fell like rain that day
When I told Joni what I had to say
Man- Joni, Joni please don’t cry
You’ll forget me by and by
You’re just fifteen
I’m twenty two
And Joni I just cant wait for you
Man - Soon I left our little home town
Got me a job and tried to settle down
But these words kept haunting my memory
The words that Joni said to me
Woman- Jimmy please say you’ll wait for me
I’ll grow up some day you’ll see
Saving all my kisses just for you
Signed with love
forever true
Man - I packed my clothes
And I caught a plane
I had to see Joni
I had to explain
How my heart was filled
With her memory
And ask my Joni if she’d marry me
I ran all the way
To the house next door
But things weren’t like they were before
My tear drops fell like rain that day
When I heard what Joni had to say
Woman- Jimmy, Jimmy please don’t cry
You’ll forget me by and by
It’s been five years since you’ve been gone
Jimmy I married your best friend John

----------------------------------------------------------------------------------

اگه بخوام از چشمای عشقم بگم همتون می میرین

 ،زیبا ترین چشمهای دنیا رو داره ،دِ بزن به تخته بگو 

 ماشاالله ، چشمای اون مثل یه دریا ست ،من عاشق

 اینم که توی ساحل چشماش بشینم و به دریای

 زیبای چشماش نگاه کنم هر چقدر هم که نگاه کنم بازم

 سیر نمی شم،یه نگاهش رو با تموم دنیا عوض نمی کنم .

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 23:10 توسط بابا لنگ دراز |
یادگاری واسه عاشقان که غریب روزگارند.

وقتی بارون میاد کنارتم فقط باید حسم بکنی از ته قلبت

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 19:35 توسط بابا لنگ دراز |
عاشقانه ها

 تو غزل ترين نگاهي        
                            توي باغ عاشقانه
                                                  دارم از تو زنده مي شم      
                                                                                اتفاق عاشقانه
                                                                                                   منو حلقه کن تو دستت   
                                                                                                                                       منو از تنت بياويز
                        نذار از سکته بيفتم             
                                                 بابت اين دل نا چيز
                                                                            زخميم از شب حسرت      
                                                                                                            نرسيدم به تماشا
                                                                                                                                           منو با خودت بيامرز         
                         تازه کن جان و به دريا
                                                      عطش جاده ي بوسه         
                                                                               گر گرفته تا نگاهت
                                                                                                         لحظه بونتو مي گيره       
                                                                                                                                                خيره مي مونه به راهت
                               ساکتم در شب بي تو        
                                                         پرم از هجوم فرياد
                                                                                  حس بکر با تو بودن        

-------------------------------------------------------------------------------------------------

سکوتم را به باران هديه کردم تمام زندگي را گريه کردم نبودي از فراق شانه هايت به هر خاکي رسيدم تکيه کردم.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت گفت اي عاشق ديوانه فراموش شدي سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد تو نيز خاموش شوي .

--------------------------------------------------------------------------------------------------

 

توبه كردم كه دگر بوسه نگيرم زلبت

كه دگر باره از اين گونه خطاها نكنم

بوسه اي داد و چو برداشت لب از روي لبم

توبه كردم كه دگر توبه ي بيجا نكنم
--------------------------------------------------------------------------------------------------


گفتمش بي تو چه مي‌بايد كرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عكس رخساره‌ ماهش را داد

گفتمش همدم شبهايم كو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تاري از زلف سياهش را داد

وقت رفتن همه را مي‌بوسيد

به من از دور نگاهش را داد

يادگاري به همه داد و به من

انتظار سر راهش را داد
--------------------------------------------------------------------------------------------------


مي شود اندوه شب را

از نگاه صبح فهميد

يا به وقت ريزش اشک

شادي بگذشته را ديد

مي توان در گريه ابر

با خيال غنچه خوش بود

زايش آينده را در

خزاني ديد و آسود
--------------------------------------------------------------------------------------------------


دستهايم براين شعر مي نويسند
اما تو هرگز نخواهي خواند
آتش عشق در چشمانم غوطه ميزند
ولي تو هرگز نخواهي ديد
نه،تو هرگز مرا نخواهي فهميد
و من با اين همه اندوه از کنارت خواهم گذشت
و باز تو درک نخواهي کرد!...
دستهايم براين شعر مي نويسند
اما تو هرگز نخواهي خواند
آتش عشق در چشمانم غوطه ميزند
ولي تو هرگز نخواهي ديد
نه،تو هرگز مرا نخواهي فهميد
و من با اين همه اندوه از کنارت خواهم گذشت
و باز تو درک نخواهي کرد!...

--------------------------------------------------------------------------------------------------


عشق يعني مستي و ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده با چشمان تر

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشک حسرت ريختن

عشق يعني درجهان رسوا شدن

عشق يعني سست و بي پروا شدن

عشق يعني سوختن با ساختن

عشق يعني زندگي را باختن
--------------------------------------------------------------------------------------------------

روزگاران سپري مي شوند و لحظه لحظه عمر نيز به پايان مي رسد و زماني فرا مي رسد که سرزمين ما جدايها را در بر مي گيرد و هر کدام را به سويي از دنيا مي اندازد ولي اين خاطرات قشنگ هستند که باعث محکمتر شدن پيمان دوستي من و تو ي شود .

--------------------------------------------------------------------------------------------------


در آن نفس که بميرم در آرزوي تو باشم/ بدان اميد دهم جان که خاک کوي تو باشم
به وقت صبح قيامت که سر ز خاک بر آرم /به گفت وگوي تو خيزم به جست و جوي تو باشم

--------------------------------------------------------------------------------------------------

امیدوارم لذت برده باشید از این عاشقانه ها.

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 19:11 توسط بابا لنگ دراز |
خدایا خسته تر از همیشه می گویم مرا پیش خودت ببر هوای پرواز کردن توی هوای بارونی رو دارم
سنگ قبرم را نميسازد کسي .مانده ام در کوچه هاي بي کسي.بهترين دوستم مرا از ياد برد ‏سوختم خاکسترم را باد برد.ولي اگر سنگ ساختيد اينها را بنويسيد:‏
بر سنگ قبر من بنوسيد خسته بود . اهل زمين نبود. نمازش شکسته بود بر سنگ قبر من ‏بنويسيد پاک بود چشمان او که دائما از اشک شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين ‏درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد کل عمر پشت دري ‏که باز نمي شد‎ ‎‏ مانده بود.‏
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 18:26 توسط بابا لنگ دراز |
می گن هر کی عشق رو به چشماش دیده ،هرگز طلوع خورشید روز بعد رو ندیده.
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 23:3 توسط بابا لنگ دراز |
سکوت عجیبی امشب توی سرم افتاده بیشتر از همیشه جای خالیت رو کنارم احساس می کنم کجایی که هوای گریه افتاده توی چشمام .

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 22:59 توسط بابا لنگ دراز |
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 12:22 توسط بابا لنگ دراز |
غروب خاکستری کنار دریا
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 23:5 توسط بابا لنگ دراز |
باز دوباره تنهایو غمو سکوتت ............... باز دوباره یاد تو و غم نبودت
اگه می دونستی  چقدر دلم هواتو کرده ولی هیففففففففففففففففف که نیستی ولی یادت هنوزم  با ماست ای نازنین.

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 23:1 توسط بابا لنگ دراز |
شب های تنهایی
رویای با تو بودن
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 22:50 توسط بابا لنگ دراز |
به آسمان بی کران چشمان زیبایت قسم که دوریت خیلی برایم سخت است ای عزیز تر از جانم و ای همه ی وجودم.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 22:44 توسط بابا لنگ دراز |

امروز هوای تهران بارونی بود خیلی دلم هوای با اون بودن رو کرده بود ولی افسوس که نمی تونستم با اون باشم.لب پنجره نشستم و به بارون و هوای بارونی نگاه می کردم ،از دوریش بغزی توی صدام نشست که هوای گریه رو انداخت توی چشمام خیلی دوست داشتم که بودش تا با هم زیر بارون یه کم قدم می زدیم البته بارون بهونست ،بهونه ای برای با اون بودن بهانه ای برای اینکه زیر یه چتر کنار هم باشیم چه می شه کرد روزگار دیگه هر چند که خیلی از هم دوریم ولی قلبامون هیچوقت از هم دور نمی شه.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:48 توسط بابا لنگ دراز |

سلام دوستان.قصد دارم امروز چند تا عکس از لحظه ی غروب خورشید واسطون بذارم.لحظه ی خیلی زیبایست نمی دونم تا حالا دقت کردین یا نه من که خیلی به غروبا رو دوست دارم چون اونو یاد من میاره و احساس می کنم کنارمه.

 

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:47 توسط بابا لنگ دراز |
لحظه یحس کردن تنهاییام
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:42 توسط بابا لنگ دراز |
هوای با تو بودن دارم عزیزم .
I LOVE YOU FOR ALWAYS
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:46 توسط بابا لنگ دراز |
دوستان دلم گرفته اگه اهل دعا هستین دعام کنین که به عشقم برسم دوریش خیلی سخته.
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:32 توسط بابا لنگ دراز |
این عکس رو عشقم به من هدیه داده خیلی قشنگه و خیلی هم عاشقونست.گلی جونم دوست دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:24 توسط بابا لنگ دراز |
تا ابد در انتظارت می مانم
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:3 توسط بابا لنگ دراز |
این یه عکس دیگه واسه هر چی عاشقه توی عالم
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 1:0 توسط بابا لنگ دراز |
بهترين كدهاي جاوا اسكريپت